تبعات پدیده ازدواج معاملاتی برای بازیگران بازار سرمایه

تبعات پدیده ازدواج معاملاتی برای بازیگران بازار سرمایه

ذهن معامله گران در طول دوران معامله گریشان دچار پیش ذهنیتهای مختلفی می شود که گاهی در سوگیری نسبت به نمادهای معاملاتی و صنایع خاص خودنمایی می کند.

به طور مثال معامله گرانی وجود دارند که معتقدند فلان سهم و حتی فلان صنعت را اصلا نباید معامله کنند یا برعکس. معامله گرانی که بیشترین تعداد معاملاتشان در چند سهم خاص و یا یک صنعت خاص خلاصه می شود.

این نوعی از سوگیری بنام (ازدواج معاملاتی) است. هر دو جهت گیری به خاطر ضعف در مدیریت ریسک و سرمایه، خسارات زیان باری به بار می آورد و تنوع سبد معامله گر را کوچک و کوچک تر می کند.

همچنین اضطرار برای معاملات محدود باعث می شود طبق استراتژی خود معامله نکنید، چون قرار است به هر قیمتی شده آن چند سهم خاص را معامله کنید. ریشه این نوع نگرش و سوگیری دلایل مختلفی دارد از جمله معامله گر در گذشته در یک سهم خاص صعود و یا ضرر بسیاری زیادی کرده است و یا در چند معامله پشت سر هم در یک صنعت بارها سود یا ضرر کرده است.

اینجاست که ناخودآگاه ذهن فعال می شود و سعی می کند به ما اثبات کند که پیش فرض هایمان صحیح است، چرا که بخشی از مغز انسان به دنبال یافتن مسیرهای سریع تر، کوتاه تر و راحت تر جهت تصمیم گیری است، که به آن فرآیند تصمیم گیری غیرپردازشی (میانبری) می گویند.

در این مرحله ناخودآگاه انسان از سه روش روان شناختی جهت اثبات پیش ذهنیت استفاده می کند.

مشاهده  شرکت سهامی چیست؟

اول نادیده گرفتن

مثال پیش فرض معامله گر این است که فلان صنعت همیشه باعث ضرر او می شود پس با فرآیند نادیده گرفتن ناخودآگاه اصلا حرکات سودآور بزرگ در این صنعت حتی در تاریخ معاملاتش را هم نمی بیند و حتی مکث کوتاه ذهنی هم راجع به این سودهای گذشته ندارد.

دوم کوچک نمایی

معامله گر هرگونه حرکات جنبشی کوچک تر سودهای معمول روزها و هفته ها و ماه های اخیر سهام این صنعت را در ذهن خودش بی ارزش می کند (این سود ارزش معامله کردن نداشت)

سوم بزرگ نمایی

حالا اگر حتی یک معامله با زیان معمول حدضرر در این سهام یا این صنعت را داشته باشد و یا حتی یکی از اطرافیان از ضرری که در این صنعت کرده سخن بگوید، ذهن بزرگ نمایی تأییدی می کند (دیدی گفتم این صنعت کلا زیان می زند) .

چنین پیش ذهنیت هایی در ناخودآگاه ذهن بیشتر معامله گران به وجود می آید.

اما اگر جلوی آن ها گرفته نشود، در مغز تقویت شده و علاوه بر خسارات مدیریت سرمایه ای که اشاره شد، به لحاظ روان شناختی باعث لغزش در تصمیم گیری می شود و همچنین عدم انعطاف پذیری فکری و کندی رشد معامله گران را همراه دارد.

تشخیص به موقع این پیش فرض ها توسط معامله گر بسیار مهم است، نگاه بالغانه به خلاف پیش ذهنیت های معامله گران در حال حاضر معاملات و یا جستجو در گذشته معاملات جهت یافتن متضادهای ذهنی، به معامله گر کمک می کند که از آسیب پیش ذهنیت ها بکاهد، تا گام بهتری به سوی ماندگای و موفقیت در بازارهای مالی بردارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *